سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

101

تاريخ ايران ( فارسى )

قانون مزبور از جنبهء اخلاقى عالى و نيز از جهت اينكه قانونى است سلطنتى و عرفى و جنبهء مذهبى ندارد برجسته و قابل بسى ملاحظه است و از جمله مواديكه دارد ترتيبات راجع به قضات و ساير صاحبمنصبان و همچنين راجع بزراعت و مشروب ساختن اراضى و چرانيدن مواشى و بحرپيمائى و خريد و فروش بندگان و روابط آنها با مالكين ايشان و قواعد مزاوجت و مجازات ضرب و آزار و احوال نسوان و ميراث و سرقت و غيرها ميباشند و تا وقتى كه آندولت استقرار داشته قانون مزبور اساس كليهء تمدن بابلى بوده است . سلسلهء دوم بابل از 2068 تا 1710 پيش از ميلاد تقريبا امروز معلوم شده كه سلسلهء اول بعد از آنكه بسبب منازعات دائمى با حكمرانانيكه در فهرست اسامى سلاطين بعنوان سلسلهء دوم مذكور ميباشند ضعف و تنزل يافته بود بواسطهء هجوم و استيلاى هتيت‌ها انقراض يافته است . حكمرانان يازده‌گانه از سلسلهء اول بر اقصاى ناحيهء جنوبى بابل كه موسوم بكشور دريائى بود فرمانفرمائى ميكردند و مؤسس سومرى اين سلسله كه ايلوماايلو نام داشته در زمان سمسوايلونا پسر حمورابى داراى استقلال شده است اما به نظر ميآيد كه طوائف هتيت مدت زيادى بابل را نگاه نداشته‌اند زيراكه به زودى طوائف كسيت ايلامى جاى آنها را گرفته‌اند و ايشان در دورهء سلاطين آخرى خاندان حمورابى هم شروع بتاخت‌وتاز در بابل كرده بودند ، بارى كسيت‌ها در تحت قيادت گنداش يا گداش طبقه‌اى را تأسيس كردند كه سلسلهء سوم سلاطين بابل در سال 1760 قبل از ميلاد محسوب ميشدند ، سلاطين اولى اين سلسله ( كسيت ) با حكمرانان آخرى سلسلهء دوم معاصر بوده و آنها قسمت جنوبى بابل را هنوز در دست داشته‌اند ليكن ايگاميل كه آخرين پادشاه از سلاطين جنوبى است بداشتن آن ناحيه واقعهء در كنار خليج فارس قانع نبوده و به ايلام بخصوص دست‌اندازى نموده است اما اولم‌بوريش پسر پادشاه بورنابوراريش منسوب رئيس كسيت او را شكست فاحش داده و از آن ببعد طايفهء كسيت كه ارتباط خود را با ايلام غربى نگاهداشته بودند بلامنازع بر تمام بابل فرمانروائى نمودند . « 1 »

--> ( 1 ) - در خصوص مناسبات سه سلسلهء اولى بابل باهم و مداخله‌هاى پىدرپى هتيت‌ها و ايلامىها در امور بابل رجوع شود به كتاب كينگ موسوم به مطالعات در تاريخ مشرق ، باب 2 فصل 4 و 6 ، ص 76 ( مؤلف ) .